مایکل سیلر و نقل قول از کلاغ: معمای برنامه ریزی مرکزی

مایکل سیلر و نقل قول از کلاغ: معمای برنامه ریزی مرکزی

زمانی که مایکل سیلر، رئیس اجرایی و یکی از بنیانگذاران MicroStrategy، آخر هفته برای یک مصاحبه اختصاصی با من گفت‌وگو کرد، بسیار قدردان بودم.

چه چیزی در داخل این انحصاری است فاینانس حاشیه ای مصاحبه با مایکل سیلر:

  • اثرات تورم در نهایت چه خواهد بود (“ماتریس”) و چگونه سازمان های جهانی مانند مجمع جهانی اقتصاد در این ترکیب قرار می گیرند.
  • تفاوت بین غر زدن و ناله کردن در مورد سیاست پولی معیوب در مقابل ارائه یک راه حل واقعی
  • آیا او فکر می کند که فدرال رزرو در آینده نرخ بهره را افزایش یا کاهش خواهد داد و چرا
  • شباهت ها و تفاوت های بین بیت کوین و هنرهای زیبا هنگام صحبت در مورد ارزش ذاتی
  • اگر بیت کوین که اکنون توسط وال استریت پذیرفته شده است، باید خود را در دنیای بانکداری تنظیم شده AML/KYC یکسان کند و اگر چنین است، چگونه این اتفاق می افتد.
  • آیا ETF ها و ذخیره سازی متمرکز مقادیر زیادی بیت کوین می تواند در نهایت به یک منفی تبدیل شود و گرفتن آن را برای یک دولت ملی یا بازیگر بد آسان تر کند.
  • نظر او در مورد افزایش سهام میم ها به نام هایی مانند GameStop و اینکه آیا چنین خیزش هایی می تواند در نهایت کاتالیزوری برای بیت کوین باشد یا خیر، همانطور که من پیش بینی کرده ام.
  • چرا او این همه سهام MicroStrategy را می فروشد
  • چیزی که به نظر او بزرگترین خطر برای شبکه بیت کوین در آینده است
  • او فکر می‌کند کشور بعدی برای خرید بیت کوین چه خواهد بود
  • اینکه آیا او فکر می کند که طلا و بیت کوین می توانند با هم وجود داشته باشند
  • آیا او بالاخره یک بار برای همیشه با پیتر شیف مناظره خواهد کرد یا نه

من با پرسیدن از مایکل شروع کردم که در مورد کلان چه فکر می کند – و «راه حل» برای فدرال رزرو که بین سنگ (تورم) و مکان سخت (رکود) گیر کرده است، چیست.

سیلور به من گفت: “فکر می‌کنم آنها هر کاری که می‌توانند برای ایجاد تورم پایین مصرف‌کننده انجام می‌دهند. در برخی مواقع، ما سبدهای بازار را در CPI، PPI آنها اصلاح خواهیم کرد، و این احتمالاً با هر نرخی که می‌تواند رخ می‌دهد. و من فکر می‌کنم همه مایلند مردم را بر روی سبدهای بازاری از محصولاتی متمرکز کنند که قیمت‌شان زیاد نیست و آنها را وادار کند که روی چیزهایی که در حال افزایش قیمت هستند تمرکز نکنند.

او گفت: «اما نکته اصلی این است که به نظر نمی‌رسد برای آن‌ها نرخ‌های بهره را پایین بیاورند یا برای برخی افراد که دوست دارند نرخ بهره را افزایش دهند، مسئول نیست».

آنها می‌دانند که نمی‌توانند از عهده بزرگ کردنشان برآیند. آنها دوست دارند آنها را پایین بیاورند. اعداد و ارقام کاملاً با آنها همکاری نمی کنند، اما اگر قهوه را از شاخص قیمت مصرف کننده حذف کنیم و سپس ده چیز دیگر گران قیمت را پیدا کنیم و آنها را از شاخص قیمت مصرف کننده حذف کنیم، بله، همه اینها به عادی سازی می شود. زندگی، درست است؟ اگر تصور کنم که می توانید در یک آپارتمان 400 فوت مربعی که با دیوار خشک ساخته شده است، با یک صفحه صفحه تخت و غذای ساخته شده در جعبه زندگی کنید، می توانم هزینه زندگی را کاهش دهم. و اگر بتوانم پخش ویدیوهای تیلور سویفت را در نتفلیکس با تماشای کنسرت تیلور سوئیفت با قیمت 500 دلار جایگزین کنم، تورم از بین خواهد رفت.

وقتی بیشتر به او فشار آوردم که کیفیت زندگی در نتیجه تورم بدتر می‌شود، و اینکه دولت تا چه زمانی می‌تواند این شعار را ادامه دهد، مایکل به من گفت: “من فکر می‌کنم آنها می‌توانند برای همیشه بروند، دوست من. فکر می‌کنم آنها می‌توانند به لذت‌جویی ادامه دهند. چرا باید Uber بتوانید رانندگی کنید وقتی یک دهم ماشین و ربات داریم؟ آیا شما نیاز دارید که در یک ماشین ربات جایی بروید، در حالی که فقط می توانید آن را در YouTube تماشا کنید تلویزیون اینچی؟»

بنابراین من می توانم این آگهی بی نهایت را به حد افراط برسانم. منظورم این است که افراطی مانند “ماتریکس” است، درست است؟ ما فقط وصل می کنیم، چیزی را به پشت مهره های شما می زنیم و یک لوله تغذیه به شما می دهیم. چرا وقتی می توانید همبرگر بخورید واقعاً به استیک نیاز دارید؟ چرا وقتی می توانید سویا برگر بخورید به همبرگر نیاز دارید؟ چرا به یک همبرگر سویا نیاز دارید، در حالی که ما فقط می‌توانیم به زور به شما مقداری پروتئین قند یا چیز دیگری بدهیم؟ پس کی تمام می شود؟ منظورم این است که من دارم زبان زد می شوم، اما بیایید بگوییم که در دهه آینده دچار بحران نخواهیم شد. منظورم این است که این تنها چیزی است که واقعاً مهم است، درست است؟

یک فرد معمولی مجبور خواهد شد استانداردهای خود را پایین بیاورد و آنها باید ماشین و خانه خود را رها کنند.”

او ادامه داد: «منظورم این است که اگر به تاریخ نگاه کنید، نمونه‌های زیادی وجود دارد که انتظارات و کیفیت زندگی مردم به حداقل ممکن کاهش یافته، سپس گسترش یافته و دوباره کاهش یافته است. و، می دانید، من برای حل آن اینجا نیستم، درست است؟ مثل الان که به کلان می رویم، از حل مشکلات اقتصادی دنیا صحبت می کنیم. خیلی سخت. و بعد وارد مسائل سیاسی می‌شوید، و این دو برابر دشوار است. و حقیقت موضوع این است که کمی بالاتر از نمره حقوق من است.

نظر من این است که بله، تورم وجود خواهد داشت. دولت باید به چاپ پول ادامه دهد و این باعث می شود قیمت دارایی های کمیاب و مطلوب افزایش یابد. یک فرد معمولی مجبور خواهد شد استانداردهای خود را پایین بیاورد و آنها باید ماشین و خانه خود را رها کنند.

طبیعتاً، این من را بر آن داشت تا از او بپرسم مجمع جهانی اقتصاد و این همه سازمان جهانی گرا در کجای تصویر قرار می گیرند. سیلور در مورد اینکه آیا WEF و امثال آن واقعاً شرور هستند یا صرفاً کار اشتباهی در آغاز این عصر جدید انجام می دهند، به من گفت: “شما کارهای نیکلاس طالب را می خوانید، مانند *Antifragile* و *Fooled by Randomness، منظورم این است که همه کارها را خوانده اید. و شما می دانید، در اصل، آنچه که او می گوید، این است که مردم با نیت خوب کارها را انجام می دهند، درست است، درست است، مثل این است که اگر من یک نفر را مسئول این کار کنم و من به آنها می گویم کار خوب انجام دهند، این احتمال وجود دارد که آنها کار بدی انجام دهند، درست است؟

وی افزود: «مثل این است که اگر بگویم خوب، شما مسئول تعیین برنامه درسی یا آموزش 18 میلیون کودک هستید. بسیار خوب، برایت آرزوی خوش شانسی می کنم. اما منظورم این است که آیا شما صلاحیت انجام آن را دارید؟ کسی هست؟ منظورم اینه که یه جورایی درسته؟ معمای برنامه ریزی مرکزی است.

“معم برنامه ریزی مرکزی است.”

سپس سیلور دو چیز را بیان کرد که او می‌داند که بیت کوین را به سمت موفقیت هدایت می‌کند: «یکی این است که می‌دانید، اگر تورم ارز در هر کشوری که باشد بالا باشد، استفاده از یک ارز فیات به‌عنوان دارایی سرمایه‌ای بیش از پیش ناکارآمد می‌شود. بدیهی است که در سناریوهای ابر تورم مانند نیجریه، لبنان، آرژانتین یا ونزوئلا، ازدحام آن ارز به شکل دیگری از سرمایه وجود دارد، درست است که تورم آن را هدایت می کند نه فقط ناکارآمدی دولت مرکزی یا برنامه ریزان بانک مرکزی، بلکه ناکارآمدی هر شرکتی.”

پس از توضیح بیشتر، از او در مورد مقاله‌ای که پیش‌بینی می‌کرد بحران اقتصادی بعدی یک کاتالیزور مثبت برای بیت کوین است، پرسیدم:

او در مورد این موضوع و حماسه GameStop گفت: «منظورم این است که افرادی که در انبارهای میم انباشته می‌شوند، ایده درستی دارند، اما اجرای آن اشتباه است. یا انگیزه آنها را درک می کنم. انگار با سیستم قهر کرده اند. و بنابراین اگر باهوش بودند باید بیت کوین بخرند، درست است؟ افرادی که این احساسات را دارند، که از وضعیت موجود ناراضی هستند و باهوش هستند، بیت کوین می خرند. و آنهایی که به سادگی عصبانی هستند اما عمیقاً در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد فکر نکرده اند، این سهام میم را می خرند.

منظورم این است که افرادی که در انبارهای میم انباشته می شوند، ایده درستی دارند، اما اجرای آن اشتباه است.

او ادامه داد: «آنها احساس می کنند که از حق رای محروم هستند. «آنها می خواهند پول در بیاورند. احساس می کنند که از حق رای محروم شده اند. آنها احساس می کنند که سیستم علیه آنها تقلب شده است. آنها در تأسیسات عصبانی هستند، درست است؟ منظورم این است که یک میلیون از این انگیزه ها وجود دارد، و آنها احساسات خود را از طریق معاملات خود با سهام میم ابراز می کنند. اما مشکل این است که اگر ارزش یک شرکت را 10 برابر بیشتر از ارزش واقعی و پتانسیل جریان نقدی آن افزایش دهید، تیم مدیریت شرکت فقط 10 برابر سهام بیشتری چاپ می کند و سپس قیمت سهام سقوط می کند.

«خب، آنها نه تنها این کار را انجام می دهند، بلکه تعهد امانتداری نیز برای انجام آن دارند. مثلاً اگر ارزش هر سهم شرکت من 10 دلار باشد و شما سهام را به 100 دلار برسانید، آنها باید سهام خود را منتشر کنند زیرا این وظیفه آنهاست. و بنابراین واقعاً احمقانه است که این احساسات را با خرید یک سیاست سهام ابراز کنیم، زیرا سهام کمیاب نیستند. اگر در بیت کوین انباشته شوید، ساتوشی عرضه بیت کوین را دو برابر نخواهد کرد. نکته اصلی، دلیل اینکه این کالا یک کالا است، این است که هیچ کسی نیست که بتواند شما را به سمت فرش بکشد و کسی نیست که بتواند عرضه را افزایش دهد.»

سعی کردم ذهنم را بیشتر پیرامون ایده ارزش ذاتی بپیچم، از سایلر در مورد آنالوگ های بین بیت کوین و هنرهای زیبا پرسیدم. در مورد هنر صحبت کرد، او به من گفت: «حدس می‌زنم آنچه در اینجا می‌گویم این است که به پیکاسو امتیاز پولی نسبت داده می‌شود، زیرا کمیاب، مطلوب و قابل حمل است. بنابراین آزمون برنارد آرنو را پشت سر می گذارد. و تست برنارد آرنو این است: من می‌خواهم چیزی بخرم که فردی ثروتمندتر از من، با فرهنگ‌تر از من، بخواهد در یک دهه از من بخرد. بنابراین شما این سوال را مطرح می کنید که آیا کسی که پول زیادی دارد می خواهد این را داشته باشد؟ خوب، این مجموعه به دلایل فرهنگی کمیاب است، اما فقط برای افرادی در فرهنگ غربی که قدردان این نوع هنر هستند ارزشمند است. بنابراین واقعاً یک دارایی دارایی تخصصی یا کلکسیونی تخصصی است.»

او ادامه داد: «فکر می‌کنم ولاسکوز، این یادداشت بسیار معروفی در داستان دوران رنسانس است. او می نویسد که نقاش بزرگ دربار در دربار اسپانیا برای خرید شاهکارهای شاهکار با دسته چک پادشاه اسپانیا به رم رفت و هیچ کس چیزی به او نمی فروخت زیرا ثروتمندان ایتالیا این نقاشی ها را به عنوان ذخیره ارزش و تورم در قرن شانزدهم نگه داشتند. قرن. اگر مجبور شوید با جان خود فرار کنید – و آنها مجبور بودند همیشه این کار را انجام دهند – شما را از شهر خود بیرون می کنند.

“شما باید املاک و مستغلات خود را پشت سر بگذارید. شما ممکن است طلاهای خود را حمل کنید، اما طلا سنگین است. بنابراین، شما یک نقاشی را بردارید، آن را بپیچید، و بیشتر – حتی امروز، اگر یک فرد ثروتمند بودید که در یک کشور زندگی می کرد، کشور را انتخاب می کردید و دولت سقوط می کرد – ترجیح می دادید چه چیزی داشته باشید؟ یک میلیارد دلار طلا؟ آیا ترجیح می دهید 20، 50 میلیون دلار نقاشی داشته باشید؟ آیا ترجیح می دهید یک میلیارد دلار شرکت در آن کشور داشته باشید؟ آیا ترجیح می دهید یک میلیارد دلار ملک یا ساختمان داشته باشید؟ آیا می خواهید صاحب یک میلیارد دلار نفت شوید؟ قرار است چه چیزی را از کشور خارج کنید؟ بهترین امید شما این است که پیکاسو را در لوله ای بپیچانید و آن را به خارج از کشور قاچاق کنید.

او در توضیح اینکه ارزش ذاتی هنر از کجا نشأت می‌گیرد، افزود: «پس از نظر تراکم اقتصادی، شما می‌گویید، خوب، چرا دیگران برای آن ارزش قائل هستند؟»

«خب، لاف زدن. این یک دارایی جام است. مثلاً چرا کسی برای داشتن یک تیم فوتبال ارزش قائل است، یا چرا برای داشتن یک نسخه از Magna Carta ارزش قائل است؟ در نهایت به این دلیل است که شما 10000 میلیاردر دارید. و هنگامی که شما این تعداد میلیاردر داشته باشید، آنها 5 درصد از ثروت خود را به این نوع مجموعه ها اختصاص می دهند زیرا می توانند. درست. اما این بهترین دارایی سرمایه ای جهان نیست. شما قرار نیست پول مایکروسافت را با هنر سرمایه گذاری کنید. منطقی نیست زیرا حراج های هنری احتمالاً همه تقلبی هستند. این یک بازار غیرقابل تنظیم است. مایع نیست قابل تعویض نیستند آنها تخصص هستند همه نوع عدم اطمینان وجود دارد.»

«امپراتوری مقدس روم رم را غارت می‌کند و آنها همه چیز را می‌کشند، تجاوز می‌کنند و غارت می‌کنند. می توانید جذابیت فرار از شهر را با هنر خود ببینید. منظورم این است که می توانید جذابیت آن را ببینید. اما بله، بیت کوین ایده بهتری است. بیت کوین ایده یک دارایی سرمایه ای قابل تعویض است که همه افراد ثروتمند، قدرتمند و تحصیل کرده در جهان به دنبال آن هستند و شما می توانید در عرض چند دقیقه از کشور خارج شوید. بنابراین فکر می‌کنم در نهایت این افراد درگیر ارزش ذاتی می‌شوند. و البته بهترین پول ارزش ذاتی صفر دارد. این همه حق بیمه پولی است. این بهترین پول است. کاملاً واضح است.»

من از او پرسیدم که بیت کوین چگونه در دنیایی که مقررات بانکی رو به افزایشی مانند AML و KYC دارد یکسان می شود. سیلور به من گفت: «خب، فکر می‌کنم الان دارد این کار را می‌کند. منظورم این است که شما آن را تماشا می کنید، درست است؟ به عنوان مثال، Block هر سال 10 میلیارد دلار بیت کوین را از طریق Cash App می فروشد. آنها یک شرکت سهامی عام هستند. آنها از مقررات AML و KYC تبعیت می کنند. انطباق دارند. آنها مسئولیت هایی دارند. کارهای خاصی وجود دارد که آنها در ایالت نیویورک به دلیل قوانین ایالتی انجام نمی دهند. بنابراین کوین بیس بیت کوین را مدیریت می کند. آنها در حال گفتگوی مستمر با SEC هستند. این گاهی اوقات تقابل آمیز است، اما شما آنها را مجبور می کنید که روی آن کار کنند.”

فیدلیتی، می دانید، دارایی های دیجیتال فیدلیتی میلیاردها و میلیاردها دلار بیت کوین را نگهبانی می کند. من مطمئن هستم که آنها ارتشی از وکلا دارند و از مردمی که به این موضوع فکر می‌کنند، کمک مالی می‌کنند.»

من…