چگونه بیت کوین به من کمک کرد تا شجاعت نوشتن این مقاله را پیدا کنم؟

سال‌ها، زندگی‌ای با محدودیت‌های خودمختار داشتم. اما جامعه بیت کوین این اعتماد به نفس را به من داده است تا دیدگاه خود را به اشتراک بگذارم.

این یک سرمقاله نظری توسط میکی کاس، فارغ التحصیل وست پوینت با مدرک اقتصاد است. او قبل از انتقال به سپاه مالی، چهار سال را در پیاده نظام گذراند.

این یکی برای مردم است.

من مطمئن نیستم که چه کسی باید این را بشنود، اما من برای نوشتن برای مجله بیت کوین دعوت نشدم. تیم آنجا از کجا می‌دانست که من وجود دارم؟ در واقع، هنگام جستجوی آدرس ایمیل خدمات مشتری، به طور تصادفی پیوند ارسال مقاله آن را پیدا کردم. سپس، ایده ای برای یک مقاله به من رسید، من یک ایمیل سریع ارسال کردم و آنها از این ایده خوششان آمد.

ناگهان مجبور شدم پیش نویسی بنویسم. وقتی در نهایت پخش شد، من درگیر بودم. کاملا وسواس. از نوشتن سیر نشدم و سپس دومین مقاله ارسالی که فرستادم یک “نه” غیر رسمی دریافت کرد. وقتی علت را جویا شدم، یک نقد تند از سردبیر دریافت کردم.

با این حال، متوجه شدم، فقط به این دلیل که آنها فکر می کردند مقاله مزخرف است، به این معنی نیست که من هم چنین کردم. نقد برای محتوا بود نه من. این یک نکته یادگیری عالی بود که به من امکان داد استراتژی خود را تنظیم کنم و چارچوب ذهنی خود را تغییر دهم. هک، این مقاله پذیرش پیش‌نویسی است که برای یکی از نسخه‌های چاپی مجله بیت‌کوین رد شد. سردبیری که من را رد کرد اکنون تهیه کننده یک کانال یوتیوب نسبتاً بزرگ و متمرکز بر بیت کوین است. او در واقع من را استخدام کرد تا پشت صحنه برایش بنویسم. برای دایره کامل چطور است؟

من حتی اولین مقاله ام را از طریق شبکه های اجتماعی پست نکردم. نزدیک به 10 مقاله من منتشر شد تا بتوانم به طور عمومی به این واقعیت اشاره کنم که آنها را با ارسال مقالات در لینکدین نوشته ام. من ترسیده بودم. می ترسیدم دوستانم چه فکری کنند، مردم چه بگویند و چه واکنشی نشان دهند. من اعتماد به نفسی برای تبلیغ محتوای خودم نداشتم. اما جامعه استقبال و حمایت کرد. آنها همچنان هستند. همراه با حمایت همسرم، جامعه بیت کوین چیزی است که به من شهامت ادامه راه را داد. اگر هیچ چیز دیگری نباشد، دوستی هایی که در این مسیر ایجاد کرده ام بیش از آن ارزش داشته است

رزومه اثبات کار خود را بنویسید

من کی هستم؟ من شخصیت خاصی نیستم. من احتمالا کاری ندارم که اینجا باشم. اما شما در حال خواندن مقاله من هستید. به همین راحتی می توانست مال شما باشد. هنوز هم می تواند مال شما باشد. بله، بیت کوین سقف سختی دارد، اما جامعه بیت کوین یک بازی مجموع صفر نیست.

تا زمانی که بیت‌کوین را پیدا نکردم، زندگی‌ام با محدودیت‌های نامرئی و خودخواسته زندگی می‌کردم. من خودم را به این واقعیت واگذار کرده بودم که نیاز به سرمایه گذاری زودهنگام و اغلب داشتم، و اینکه باید شغلی کم ریسک، متوسط ​​و محتاطانه را دنبال کنم تا بتوانم در 60 سالگی بازنشسته شوم و آنقدر زندگی کنم که بتوانم به اندازه خودم بمیرم. نوه ها شروع به فارغ التحصیلی از دانشگاه کردند.

اما بی قرار شدم. بیت کوین به من اجازه داد چیزهایی را ببینم که قبلاً نسبت به آنها نابینا بودم. این مرا شجاع کرد. این به من شجاعت داد تا مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرم و مسیر خود را بسازم. بیت کوین پتانسیل من را باز کرد. ذخیره نیروی زندگی خود در یک شبکه پولی غیر رقیق کننده، بدون مجوز و همتا به همتا، فوق العاده قدرتمند است.

هر فردی که به من می گوید بیت کوین احمق است، یک پونزی یا یک کلاهبرداری، من را بیشتر خوش بین می کند. آنها یادآوری ساده ای هستند که ما هنوز به طرز غیرقابل درک در این انقلاب غیرمتمرکز ابتدایی هستیم. این NPCها به ندرت بیش از چند دقیقه یا چند ساعت را به تحقیقات مخالف خود اختصاص داده اند تا تعصبات موجود خود را تأیید کنند. آن‌ها در زندان‌هایی به سر می‌برند که خودشان ساخته‌اند و از فرصتی که هر هزار سال یک‌بار برای ساختن چیزی جدید می‌گذرد، منصرف می‌شوند.

حقیقت این است که بزرگترین مانع در زندگی شما ممکن است محدودیت های خود تحمیلی در ذهن شما باشد.

شک و تردید خود را با بیت کوین از بین ببرید و بی حد و حصر شوید.

این یک پست مهمان توسط میکی کاس است. نظرات بیان شده کاملاً متعلق به خود آنها است و لزوماً نظرات BTC Inc یا مجله Bitcoin را منعکس نمی کند.